آقای صالحی، نگاهمان کنید

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

ایمیل: Alireza_emami1992@yahoo.com

 بسیاری ، زمانی که نام مکبث را می شوند در ناخودآگاه خود به یاد شکسپیر می افتند. اما این بار نام مکبث در تماشاخانه استاد مشایخی فقط یک تشابه اسمی است و به اسطوره انگلیسی ارتباطی  ندارد.

یک گروه جوان دانشجویی با مشکلات فراوان توانسته اند یک نمایش قابل تقدیر را اجرا کنند که در روز افتتاحیه یکی از اساتید این رشته به تحسین این گروه به خاطر اجرای نمایش « مکبث، یک تشابه اسمی» پرداخت و از اینکه بازیگران زیادی در یک سالن نه چندان بزرگ توانسته اند در کنار یکدیگر به ایفای نقش بپردازند متعجب شده بود. به همین خاطر خبرنگار جهان اقتصاد با نویسنده و کارگردان این نمایش، راحله بدیعی و بازیگر نقش اصلی، علیرضا شریفی گفت وگویی داشته و در رابطه با چرایی اجرای این نمایش و مشکلات پیش روی جوانان این حوزه سوالاتی پرسیده که پاسخ آنها را در زیر با هم می خوانیم:

*چرا تصمیم به نوشتن چنین کاری گرفتید و علت طراحی به این سبک برای چه بود؟

کارگردان این نمایش پاسخ داد: «یک سال و نیم گذشته، یکی از اساتید سر کلاس کارگردانی دانشگاه به من پیشنهادی دادند که مکبث را کار کنم.

دانشجوهای سر کلاس مکبث را به صورت کلاسیک خواندند و من بعد از آن تصور کردم که می توانم با کمی تغییر، نمایشنامه را به شرایط امروز نزدیک کنم.

بسیاری  یک ناکجاآبادی را در کارهایشان انتخاب می کنند و من هم تصمیم گرفتم چنین شیوه ای را در کارم پیاده کنم. من مدرک کارشناسی موسیقی دارم و با این رشته آشنا هستم. به همین منظور تصمیم گرفتم تا این کار را موزیکال به روی صحنه ببرم.

این کار در ابتدا پانزده دقیقه بود ولی استاد بنده، آقای دانش بهزادی پیشنهاد گسترده کردن این کار و اصلاح کردن برخی از صحنه ها را به من دادند و من بعد از آن به دنیال اجرای آن افتادم و کم کم تمرینات را بیشتر کردیم.

در میان تمرینات توانستم موزیک هم به نمایش اضافه کنم و شعرهای متناسب با موزیک در صحنه را آوردم.»

*از علیرضا شریفی پرسیدم چه شد که این کار را برای بازی در آن قبول کردید؟

او در پاسخ گفت: «مهمترین نکته دانشجویی بودن این کار بود. به جرات می توان گفت که کسی برای دانشجوها کار خاصی انجام نمی دهد مگر این خودشان برای خود کاری انجام دهند. به نظرم چنین گروههایی باید باشند تا خود آموزی کنند زیرا در دانشگاه چیزی به صورت بنیادی به ما آموخته نمی شود. چند کتاب معرفی و متدهایی به ما آموزش داده می شود و تمرینات مختصری را تشکیل می دهند و بعد رها می شویم. اینهایی که به ما می آموزند قطره ای از دریاست. به نظر من که ماندن در خانه و خواندن درسهای تئاتر بسیار مفیدتر از آن است که در کلاس حضور پیدا کنی.»

*چه مشکلاتی در حین کار برای تیم شما به وجود آمد؟

راحیل بدیعی معتقد است: «بازیگرانی که من در این نمایش انتخاب کردم بسیار توانا بودند و من به شخصه از آنها راضی بودم و هستم. اما باید این نکته را هم اشاره کرد که برخی از بازیگران فعال در عرصه تئاتر کم کاری می کنند. واقعیت این است که دقیق نمی دانم مشکل از کجاست. آیا ایراد از بازیگران است یا اساتیدی که به آنها تدریس می کنند!؟ در بسیاری از کشورهای جهان بازیگر تئاتر هم راحت می تواند برقصد و هم خیلی روان می تواند بخواند اما برخی از بازیگرها در این زمینه ها مشکل دارند. برخی از آنها نه موسیقی را به خوبی می شناسند نه با صحنه آشنایی کافی دارند.»

*این مشکلهای موجود به خاطر محدودیتهایی است که در جامعه وجود دارد یا خیر؟

بعیدی برخلاف بسیاری، مشکل اصلی را دانشجوها می داند: « من قبل از این کار، سر یک فعالیتی آموزش سرفژ می دادم. در حال حاضر از آن جدا شدم و باید در حال حاضر بگویم که بیشتر مشکل از خود بچه ها بود. یقین دارم که اگر خودشان تلاش کنند می توانند پیشرفت قابل توجهی داشته باشند اما متاسفانه در خانه تمرین نمی کنند. دانشگاه هم می تواند نقش بسیار موثری ایجاد کند و  می تواند بسیاری از دانش ها و تکنیک ها را به دانشجوها منتقل کند که در سر تمرینات و صحنه به مشکل برنخورند. فکر می کنم که اگر اساتید سر فصل دروس را به خوبی در کلاس ها تدریس کنند و خود دانشجو ها هم به خوبی تمرین کنند می توان شاهد اتفاقات خوبی در آینده بود.»

*آیا کار شما با ممیزی ها مواجه شد؟

کارگردان نمایش «مکبث یک تشابه اسمی» به خبرنگار جهان اقتصاد پاسخ می دهد: «نه. من می دانستم که نمایش موزیکال با مشکلاتی مواجه خواهد شد برای همین خودم سعی کردم که رعایت کنم.»

*به نظر شما اگر ترسی از ممیزی نداشتید می توانستید تغییراتی در کار دهید که به جذابیت نمایش شما کمک کند؟

نویسند این نمایش می گوید:«صد در صد. می توانستم روی رقص های موجود در نمایش مانور بیشتری دهم که به جذابیت نمایش کمک بیشتری کند.»

*آیا در سالهای گذشته ایراد گرفتن مسئولان مربوطه از نمایش ها بیشتر شده یا کاهش پیدا کرده است؟

راحیل بدیعی امیدوارانه بیان می کند: «با اینکه بسیار تلاش کرده بودم که برخی از کارها را با احتیاط انجام دهم اما باز هم ترس کوچکی بابت ممیزی ها داشتم و تصور می کردم که احتمالا در برخی از صحنه ها کار ما با ایراد مواجه می شود اما خوشبختانه این طور نشد. در کار دیگری که قبلا کار کرده بودم بسیار به صحنه ها ایراد گرفته بودند اما سر این کار با مشکل مواجه نشدیم.»

*آیا به عنوان یک کارگردان جوان در عرصه تئاتر با مشکل هزینه مواجه هستی؟

 او در پاسخ به این سوال می گوید: «متاسفانه بله. قبل تر هم عرض کردم که من در رشته موسیقی تحصیل کردم و در حال حاضر هم مدت زمان کوتاهی تا فارغ التحصیلی در رشته تئاتر مانده است اما باید بگویم که شغل من مرتبط با تحصیل بنده نیست. بلکه من سرآشپز کافه هستم و تمام تلاشم تا به امروز این بوده است که درآمدی که از طریق آشپزی دارم را در تئاتر هزینه کنم. شرایط سختی است. کافه فضای متفاوتی را با صحنه تئاتر دارد و به همین منظور می تواند کار را با مشکل مواجه کند. تنها چیزی که من را تا به امروز در این مسیر نگه داشته است عشقی است که به تئاتر دارم.»

علیرضا شریفی، بازیگر نقش اصلی این نمایش نیز پاسخی شبیه به بدیعی می دهد:

«بله.  اگر بخواهیم دقیق تر نگاه کنیم بهتر است بگوییم که در رشته های ما دو گروه دانشجو وجود دارد. دسته ای که از وضعیت مالی خوبی برخوردارند و دسته دومی که با مشکلات مالی مواجه اما عاشق کار کردن در این حوزه هستند.»

*آیا از طرف وزارت ارشاد بیمه هستید؟ اگر پاسختان منفی است، بگویید که مشکل از عدم پیگیری خودتان بوده یا مسئولین کم کاری کرده اند؟

بدیعی در پاسخ به این سوال می گوید: «خیر، بیمه نیستم. زمانی که موسیقی می خواندم یکی دو باری پیگیری کردم اما متاسفانه موفق نشدم. علت آنهم پیچیدگی در سر راه این کار است. اما خوشبختانه در کافه بیمه هستم.»

شریفی نیز پاسخ می دهد:

«نه، چه کسی می داند که من در این زمینه کار می کنم؟ ۵ سال به صورت حرفه ای در تئاتر مشغول فعالیت هستم اما متاسفانه آن طور که باید بها داده نشده است. البته باید بگویم که خود من هم پیگیر نبودم.»

*شما که سخت از پس هزینه ها بر می آیید چرا به دنبال تهیه کننده نیستید؟

کارگردان این نمایش که از حمایت نکردن تهیه کنندگان از جوانان دل پری دارد می گوید: «تهیه کننده به هیچ عنوان زیر بار کمک به جوانهایی که کار اول و دومشان است نمی روند. اما اگر بازیگر چهره در کار وجود داشته باشد قضیه کمی متفاوت می شود. من برای اجرای این کار در سالنهای دیگر هم پیگیری کردم. متن من را خواندند و دوست داشتند اما شرطشان برای اجرا در سالنهای بهتر این بود که بازیگر چهره در کار بیاورم و من هم وجدانم اجازه نمی داد که بازیگران اصلی من که مدت هاست مشغول تمرین هستند را اخراج کنم وجای آنها بازیگر چهره بیاورم.»

*به نظر شما چه کاری باید صورت بگیرد تا کارگردانهای جوان ما به جای اینکه سمت آشپزی در کافه بروند، هنر خود را در صحنه پیاده کنند؟

بدیعی با لبخند می گوید: « واقعا نمی دانم. »

*آیا برای گذراندن زندگی می توان به همین شغل اکتفا کرد؟

شریفی می گوید: «اساتید این رشته به دانشجوهای خود می گویند زمانی که تصمیم به فعالیت در این رشته را گرفتید در کنارش شغلی دیگر برای کسب درآمد داشته باشید.»

*همه هم سن وسالهای شما نیز چنین دغدغه ای دارند؟

او پاسخ می دهد: «بله. بسیاری چنین مشکلی را در سر راه خود دارند اما عده ای که از نظر مالی مشکل ندارند از این قاعده مستثنی هستند.»

*چه صحبتی با وزیر ارشاد، آقای صالحی که به تازگی سکان دار این وزارت خانه شده است دارید؟

بدیعی در پاسخ به این سوال راهکاری به وزیر ارشاد ارائه می دهد: «من از ایشان می خواهم که یک شرایطی مانند وام یا مساعده را برای ما فراهم کنند که حداقل درگیر مسائل مالی نباشیم.

به عنوان مثال دانشگاهی که در آن درس می خوانیم توانایی و امکان پرداخت وام برای اجرای دانشجوهای خودش را داشته باشد.

اگر دانشجوهای دانشگاه به موفقیتی برسند، مدیران و مسئولین داشنگاه با افتخار می گویند که او دانشجوی دانشگاه ما بوده است اما زمانی که نیاز به کمک داریم ما را نمی شناسند.»

علیرضا شریفی درخواستی از عباس صالحی می کند:

«دانشجو بسیار مهجور است، کمی به ما نگاه کنید.»

این نمایش که از سه شهریور ماه در تماشاخانه مشایخی آغاز شده است تا ۲۱ این ماه ادامه دارد.

در این نمایش یک ساعته که از ساعت ۱۹ آغاز می شود، علیرضا شریفی، پریسا روزبهانی، مهدی باقرزاده، راحیل بدیعی، آرمین بهزادنیا، حمیدرضا حمیدی، هدیه رضازاده، سید صدرا سبحانیان، کیمیا نظری، علی وکیلی، صبا یاوری، عماد یوسفی به ایفای نقش پرداخته اند.

 

نظرات شما

×

Comments are closed.