آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی

مصطفی سید رنجبر سقزچی – امروزه ما در دنیایی زندگی می کنیم که معنا و حقیقت در زبان و جامعه، قاعده و نظم پیشین خود را از دست داده است. و مناسبات اجتماعی و فرهنگی که وجه مشخصه آن زبان است، از نظر معنا دچار آشفتگی شده است. در واقع با تبدیل شدن زبان  نوشتاری به زبان تصویری ، خطر توده ای شدن و نا آگاهی شکل می گیرد و به عبارت دیگر و از دیدگاه جامعه شناسی انتقادی، پدیده آگاهی سطحی و حتی کاذب پیدا می شود. خاصیت زبان تصویری این است که جلوی تفکر انتقادی را می گیرد و جامعه ای سطحی و کاذب را تولید می کند. و پدیده ای که در زیست جهان کنونی رخ می دهد آشفتگی معنا در زبان و جامعه است.

اهمیت ماهوی پرداختن به چنین موضوعی این است که اگر معنا و اخلاق در جامعه ای دچار آشفتگی شود اولین اختلالی که پیش می آید عدم تفاهم در روابط اجتماعی، گسترش تضاد و خشونت خواهد بود.

یکی از وجوه آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی پوچ گرایی است که باعث سرگردانی انسان ها از معنا و حقیقت و هدف زندگی شده است. نهاد اجتماعی به نام دین که در گذشته پاسخ گوی معنا و حقیقت و هدف زندگی بود و انسان ها تکیه گاهی به نام دین داشتند امروزه جایگاه خود را از دست داده است و در بین مردم نوعی آگاهی که شکل گرفته و آگاهی دینی و معنوی را نیز به حاشیه برده است، آگاهی از نوع رسانه های تصویری که، به گونه ای است که هرچه دیده بیند دل کند یاد.

از نیرو های مولدی که باعث تقویت این پدیده (آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی) شده که از دیدگاه هابرماس تضعیف تفاهم ارتباطی توسط دانش ابزاری و تکنولوژی جدید ارتباطاتی است که به عنوان هاله ای در جای روابط ناب انسانی نشسته است.

زیر سلطه رفتن انسانیت انسان و تضعیف عقلانیت ناب انسانی و تضعیف من فاعلی انسان، از وجوه دیگر آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی است. سوالی که در این جا شکل می گیرد این است که چه نوع از تکنولوژی تولید شود و چگونه تکنولوژی های موجود به کار گرفته شود تا معنا در زیست جهان کنونی کمتر مورد لطمه واقع شود؟ و انسانیت انسان تضعیف نشود؟

انسان کنونی انسان از خودبیگانه ای است که اکنون اسیر ساخته های دست خود شده است خطری که انسان کنونی را تهدید می کند این است که انسان در مقابل ابزارها و تکنولوژی های ساخته ی دست خود، فاعلیت خود را از دست داده و به جای این که انسان ابزار ها و تکنولوژی های ساخته دست خود را به کار بگیرد آن تکنولوژی ها و ابزارها انسان را به کار می گیرند این همان سقوط انسانیت انسان در حد یک ابزار است و انسان خود تبدیل به ابزار شده و خویشتن انسان فراموش شده که ماهیت آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی همین است.

از مصداق عینی آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی حساسیت زدایی قشرهای جوان از مسائل حساس و مهم جامعه و بی خبر شدن آنان از مسائل واقعی جامعه به دلیل مشغول شدن بیش از حد آنان در این نوع از تکنولوژی ها مانند موبایل و بازی های موجود در آن و فضاهای جدید مانند وایبر و تلگرام و … که در نتیجه آن،  بی تفاوت شدن این اقشار و احساس کناره گیری از فضاهای واقعی اجتماعی است.

در فضای مجازی وقتی مسائل پوچ و بی اساس،  اساسی و مهم نشان داده می شود و مسائل مهم و اساسی و واقعی جامعه به حاشیه می رود در این شرایط است که ما با آشفتگی معنا در زیست جهان کنونی روبرو می شویم در این شرایط نسل های آینده بدون آگاهی و تفکر، در مواجهه با تکنولوژی، هستی شان را گم کرده و تبدیل به ماشین های انسان نما می شوند که روح و عواطف انسانی در آنها به مرور تضعیف می شود چرا که تعادل بین جسم و روحشان را از دست داده اند و فقط در جسم خلاصه شده اند و به گفته فردریش نیچه که مصداق همان ” مفلوجان معکوس ” می نامد، تبدیل می شوند زیرا که فقط در یک بعد خلاصه شده اند.

امروز مهمترین و ظیفه ی دانشمندان  علوم انسانی و دینی این است که بیش از پیش به بررسی روابط و مناسبات بین جامعه و تکنولوژی، انسان و تکنولوژی، محیط زیست و تکنولوژی بپردازند تا بتوان از طریق تحلیل علمی و  فلسفی تا جایی که ممکن است آسیب های موجود را در ابعاد و سطوح گوناگون در هریک از این روابط شناسایی کرده و در نتیجه در جهت ترمیم روابط موجود بین تکنولوژی با جامعه، انسان و محیط زیست اقدام نمود.

و سخن آخر که  به قول حافظ :

نمی بینم نشاط عیش در کس

نه درمان دلی نه درد دینی

درونها تیره شد باشد که از غیب

چراغی برکند خلوت نشینی

 

 

 

 

 

نظرات شما

×

Comments are closed.